آخرین اطلاعات منتشرشده درباره «یادگیری تمامعمر و اینترنت» را در ادامه بخوانید.
امروزه تأثیر اینترنت یا فضای مجازی بر تمام عرصههای زندگی بر کسی پوشیده نیست و صحبت از تأثیرات آن در زندگی روزمره چیزی جز توضیح بدیهیات نخواهد بود. یادگیری و آموزش نیز یکی از عرصههای است که بهشدت تحت تأثیر این فضا قرار گرفته است و تغییرات فراوانی در حوزة یادگیری و کسب دانش بهویژه در یادگیری از راه دور[1] و یادگیری تمامعمر[2] ایجاد شده است. یادگیری تمامعمر نوعی یادگیری است فراتر از آموزشهای رسمی و آموزشهای کلاسی (هاوارد و همکاران، 2005: 15). در واقع یادگیری تمامعمر بعد از پایان دورههای رسمی آموزشی و معمولاً با پیگیری خود فرد و خودانگیخته صورت میگیرد و دائمی و داوطلبانه است. در این معنا یادگیری به دوران کودکی و کلاس محدود نمیشود، بلکه در تمام دوران زندگی میتوان به یادگیری و کسب دانش در زمینههای مورد علاقه پرداخت. یکی از موضوعاتی مهمی که در این زمینه مطرح میشود این است که دانش مورد نظر را از کجا و به چه طریق باید کسب کرد. در دهههای گذشته این کار معمولاً از طریق مراجعه به کتابخانهها و یا آموزشهای مکاتبهای صورت میگرفت. اما امروزه با ظهور اینترنت شکل جدیدی نیز به وجود آمده است و بهواسطة ویژگیهای بیمکانی و بیزمانی و همچنین دسترسی به انبوهی از منابع اطلاعاتی ازجمله کتابخانههای برخط، مقالات و مطالب آموزشی، تصاویر و قالبهای چندرسانهای یادگیری الکترونیکی را امکانپذیر ساخته است و میتوان امیدوار بود که این نوع یادگیری شکل واقعیتر به خود بگیرد و افراد بتوانند در هر جا و در همة زمانها به کسب دانش در خصوص موضوعات موردعلاقة خود بپردازند و بدین ترتیب محدودیتهای زمانی و مکانی برای کسب دانش نیز از بین میرود. فناوریهای جدید اطلاعاتی و ابزارها و شبکههای درون آن نظیر شبکة وب، اشکال جدیدی از ابزارهای شناختی هستند که قادرند با گذر از محدودیتهای زمانی و مکانی، آموزش و یادگیری را در همه جا و هر زمان میسر کنند (ابراهیمآبادی، 1388: 102). اما سؤالی که مطرح میشود این است که آیا افراد از این منبع غنی اطلاعات برای کسب آموزش استفاده میکنند یا به شیوههای سنتی و سابق متوسل میشوند؟
برای یافتن پاسخ این سؤال به مرور پژوهشی که مرکز تحقیقاتی پیو[3] در خصوص یادگیری تمامعمر و فناوری انجام داده است میپردازم.
روش تحقیق: این تحقیق از طریق مصاحبة تلفنی با افراد بالغ در سطح ملی و با حجم نمونة 2752 نفر و با استفاده از تماس با تلفنهای ثابت و همراه انجام شده است. 43.3 درصد از مشارکتکنندگان را مردان و 51.7 درصد را زنان تشکیل میدادند. مصاحبهها به زبان انگلیسی و اسپانیایی صورت گرفته است. این تحقیق در 15 نوامبر 2015 توسط جان بی هوریگین [4] انجام شده و در 22 مارس 2016 گزارش شده است.
گزارش تحقیق حاکی از آن است که بیشتر امریکاییها خود را یادگیرندگان تمامعمر میدانند. تقریباً 71 درصد از افراد بالغ که در این تحقیق شرکت کرده بودند چنین ادعایی کردهاند. بسیاری از مردمان امربکا در پی یادگیری بیشتر با اهداف شخصی و یا حرفهای و مربوط به شغل هستند. نویسندة تحقیق این دو گروه را از یکدیگر متمایز میکند و تحلیلها را براساس تمایز این دو گروه ارائه میدهد. بیشتر افراد (81 درصد) یک مکان مانند مدرسه، دانشگاهها و کتابخانهها را برای یادگیری شخصی ذکر کردهاند و نه اینترنت را. در خصوص یادگیرندگان حرفهای نیز این موضوع صادق است و تقریباً به همان میزان (75 درصد) در مکانهای مرتبط با کار به یادگیری میپردازند و نه در فضای مجازی. یادگیرندگان شخصی و حرفهای که در دوازده ماه گذشته به دنبال یادگیری بودند دلایل خود برای این موضوع مطرح کردهاند. یادگیرندگان شخصی برای بهبود دانش و مهارتها د راستای اهداف شخصی و نوعدوستانه این کار را انجام میدادند و افراد حرفهای نیز برای ترفیع شغلی و امنیت شغلی به یادگیری و آموزش پرداختهاند.
کمتر از 43 درصد از کسانی که تحصیلات دبیرستانی داشتهاند و 58 درصد از کسانی که مدرک دانشگاهی داشتهاند از اینترنت بهعنوان منبع یادگیری استفاده کردهاند. تنها 40 درصد از افراد شاغل با تحصیلات دبیرستانی و تقریباً دوسوم یعنی 64 درصد افراد شاغل با مدرک دانشگاهی از اینترنت بهعنوان منبع یادگیری حرفهای استفاده کردهاند.
44 درصد از افرادی که درآمد آنها زیر 30000 دلار در سال است و 60 درصد از افرادی که درآمد سالیانة آنها 75000 دلار است از اینترنت بهعنوان منبع یادگیری شخصی استفاده کردهاند. 40 درصد از افراد شاغلی که درآمد سالانة آنها کمتر از 30000 دلار است و 65 درصد از افرادی که درآمد سالیانة آنها بالای 75000 دلار است از این منبع یادگیری برای اهداف حرفهای استفاده کردهاند.
بین افرادی که تلفن هوشمند و اینترنت پرسرعت خانگی داشتهاند (دقیقاً نصف جامعة آماری)، 82 درصد برخی از فعالیتهای یادگیری را انجام دادهاند و بین کسانی که به یکی از این امکانات دسترسی داشتهاند و یا هیچکدام را نداشتهاند 62 درصد به فعالیت یادگیری پرداختهاند. افرادی که به هر دو این منابع دسترسی داشتهاند در مقایسه با کسانی که به یکی از آنها دسترسی داشتهاند و یا به هیچکدام دسترسی نداشتهاند، بیشتر از اینترنت بهعنوان منبع یادگیری استفاده کردهاند.
نتیجهگیری تحقیق: فناوریهای دیجیتال نقش پررنگی در این یادگیری تمامعمر دارند، اما یادگیری مکانمحور هنوز نیز برای بسیاری از افراد جذابتر است. تفاوتها در آموزش و درآمد شاخصهای تأثیرگذاری در یادگیری مردم است. این فرایند یادگیری در مکانهای مختلفی صورت میگیرد. اینترنت اغلب بهعنوان یکی از منابع پیگیری دانش گزارش شده است. اما نکته جالب این است که بیشتر یادگیرندگان هنوز نیز برای کسب دانش اغلب به مکانهای فیزیکی مراجعه میکنند نه به منابع برخط.
تحلیل: صرف وجود فناوریهای پیشرفته و اینترنت به معنای استفاده و رواج مفید آنها در بین افراد جامعه نیست و عوامل بسیار فراوانی در استفاده و عدم استفاده از آنها دخیل هستند. عواملی مانند اقتصاد خانواده، سطح سواد و تحصیلات، میزان آشنایی افراد با این فناوریها، دانش استفاده از آنها، میزان علاقة افراد به یادگیری و بسیاری موارد دیگر و این عوامل شناسایی نمیشوند مگر یا انجام تحقیقات گسترده و ملی و دورهای. تنها با این مطالعات پژوهشی است که میتوان به میزان استفاده و از آن مهمتر به گونهشناسی کاربردهای افراد جامعه پی برد و طبق آن به سیاستگذاریهای مرتبط پرداخت. دولتها موظف هستند با تشکیل نهادهای مطالعاتی در این زمینه به شناسایی این شاخصها بپردازند و بدین ترتیب به نیازهای افراد جامعه متناسب به شرایط کلی آنها پاسخ گوید و وظیفة خود را صرفاً مهیا ساختن زیرساختهای فناورانه ندانند. نگاه خوشبینانه به ظرفیت صرف فناوریها بسیار گمراهکننده خواهد بود.
بهدلیل کم بودن موسساتی تخصصی پژوهشی در خصوص فضای مجازی در ایران پژوهشهایی در سطح ملی انجام نمیشود و سخت میتوان در مورد ذائقههای مجازی ایرانیان سخن گفت. گرچه تلاشهای گستردهای در مرکز پژوهشهای فضای مجازی در دانشگاه تهران در این راستا در حال انجام است. اما چنین تحقیقاتی به بودجههای کلان نیاز دارد که باید از سوی سازمانهای پژوهشی حمایتهای مالی و علمی شوند.
نکتة دیگر اینکه مصاحبههای تلفنی در ایران آنچنان شناخته شده نیست و بهسختی میتوان چنین روشهایی را در ایران به اجرا در آورد. گاهی این تماسهای رسمی مزاحمتهای تلفنی تلقی میشود. رسانههای مختلف میتوانند مردم را با این گونه پژوهش های آشنا سازند تا بتوان تحقیات گوناگونی را با این روش مصاحبه به سرانجام رساند.
نتایج تحقیق فوق فقط در مورد امریکا صادق است و کشورهای مختلف بنا به شرایط مختلف فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی وضعیت متفاوتی خواهند داشت. تعمیم یافتههای اخیر منوط به مطالعة مقایسهای و بینالمللی است.
[1] Distance learning
[2] Lifelong learning
[3] Pew Research Center
[4] John B. Horrigan
منابع:
ابراهیمآبادی، حسین (1388)، الگوی استفاده از اینترنت: محیط یادگیری و بافت فرهنگی و اجتماعی، فصلنامة تحقیقات فرهنگی، دورة دوم، شمارة 7، صص 97-118
برچسب:
نویسنده: میلاد رضایی